ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

14

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

معاويه براى عمرو عاص هنگامى كه حاكم مصر بود و بر طبق شرطى كه با معاويه كرده بود چنين نوشت : « اما بعد ، گدايان حجازى و كسانى كه از عراق براى ديدار مى آيند بسيارند و پيش من چيزى بيش از آنچه به حجازيان عطا كنم نيست ، امسال با فرستادن خراج مصر مرا يارى ده » . عمرو براى او اين ابيات را در نامه نوشت : « . . . من به آسانى و بخشش حكومت مصر را بدست نياورده‌ام بلكه در آن هنگام كه جنگ دشوار چون آسيا در گردش بود شرط كردم ، وانگهى اگر دفاع من در قبال ابو موسى اشعرى و گروه او نبود تو در حالى با آن رو به رو مى شدى كه چون كره شتر بانگ بر مى آوردى » . سپس در ظاهر نامه هم ابيات زير را نوشت و من اين ابيات را به خط ابو زكريا يحيى بن على خطيب تبريزى كه رحمت خدا بر او باد ديده‌ام . « اى معاويه از بهره من غافل مباش و از راههاى حق باز مگرد ، گويا فريب من ابو موسى اشعرى و آنچه را در « دومة الجندل » صورت گرفته است از ياد برده اى . . . سر انجام او سالار خود را از حكومت خلع كرد ، همان گونه كه كفش از پا بيرون مى آورند و من حكومت را در تو به صورت موروثى پايدار ساختم همان گونه كه انگشترى در انگشتها پايدار است . به كسان ديگر همسنگ كوهها بخشيده‌اى و به من همسنگ خردل همانا كه فرداى قيامت دشمن و مدعى ماست و به زودى با دلايل خداوند و پيامبر برهان خواهد آورد ، و خون عثمان نجات دهنده ما نخواهد بود و از حق گريزگاهى نيست » . چون اين پاسخ به معاويه رسيد پس از آن درباره مصر و مطالبه چيزى از آن از عمرو عاص هرگز سخنى نگفت . عبد الملك بن مروان ، روح بن زنباع و بلال بن ابى بردة بن ابو موسى را با